tajrobi10
اطلاعيه

اگر مطلب يا نمونه سوال ويا پاورپوينت وهرچيز ديگر مانند ميخواييد ازمون انلاين بدهيد يا ازمون بگيريد فقط كافيست با مديريت تماس گرفته و يا در قسمت نظرات بنويسد ويا پيام بدهيد انجام دادان همه ي اين  كار هااز جانب ما براي شما به صورت رايگان انجام ميگيرد 

با تشكر

King واعضا


ادامه مطلب

[ بازديد : ] [ ۱۴ بهمن ۱۳۹۵ ] [ ۰۴:۰۱:۲۶ ] [ King ]

[ نظرات (17) ]

رگ ها

همه چيز در باره رگها و مويرگها در بدن انسان

 

دستگاه گردش خون و لنف شامل قلب ، شريانها ، وريدها ، مويرگها و رگهاي لنفي است. خون پمپ شده از قلب كه حاوي مواد غذايي و اكسيژن مي باشد توسط شريانها در بدن توزيع مي شوند. شريانها پس از انشعاب به شاخه هاي باريك ، شريانچه ها را بوجود مي آورند و شريانچه ها نيز به انشعابات باريكتري به نام مويرگ ختم مي شوند.

 

مبادله مواد بين خون و سلولهاي ارگانهاي مختلف در سطح مويرگها انجام مي گيرد. پس از مبادله مواد ، خون مويرگي به وريدچه هاي منتقل شده و نهايتا توسط وريدهاي بزرگ مجددا به قلب برمي گردد. رگهاي لنفي نيز بطور بن بست از ارگانهاي مختلف شروع و پس از جمع آوري لنف يا مايعات ميان بافتي (كه عمدتا از خون منشا گرفته است) آن را به سيستم گردش خوني باز مي گرداند.

 

● ساختمان كلي رگهاي خوني

 

▪ لايه داخلي (Tunica intima)

اين لايه از يك رديف سلول سنگفرشي ساده مشتق از مزودرم به نام آندوتليوم و بافت همبند شل زيرين آن به نام طبقه زير آندوتليال تشكيل شده است. آندوتليوم بر روي تيغه پايه قرار گرفته و طبقه زير آندوتليال حاوي الياف الاستيك و رتيكولر و بطور نادر در شريانهاي الاستيك سلولهاي عضلاني است.

 

 

▪ لايه مياني (Tunica media)

اين لايه معمولا از عضلات صاف تشكيل شده كه در بين آنها الياف الاستيك ، كلاژن ، رتيكولر و پروتئوگليكان ها قرار گرفته اند. مواد بين سلولي در ديواره رگها توسط سلولهاي عضله صاف سنتز مي شود.

 

 

▪ لايه خارجي يا ادونتيس (Tunica adventita)

خارجي ترين لايه عروق و مركب از |كلاژنالياف كلاژن نوع I و الياف ارتجاعي است كه بطور طولي قرار گرفته اند . اين لايه معمولا در امتداد با بافت همبند اطراف رگها قرار دارد و تشخيص آنها از يكديگر مشكل مي باشد. در عروق بزرگ اين لايه حاوي رگهاي تغذيه كننده خود عروق موسوم به رگها مي باشد. انواع رگها در بدن عبارتند از : شريانها ، وريدها و مويرگها در رگهاي لنفي مي باشد.

 

 

● شريانات قلب

شريانها يا سرخرگها ، خون را از قلب به ارگانهاي مختلف حمل مي كنند و بر اساس ساختمان بافتي و اندازه به سه دسته شريانهاي بزرگ ، شريانهاي متوسط و شريانها يا آرتريولها تقسيم مي شوند. انقباض عضلات ديواره شريانچه ها يا آرتريولها مي تواند قطر رگها را بطور خاصي تغيير دهد و از اين نظر نقش مهمي در توزيع خون به مويرگها دارند. آرتريولهاي انتهايي به متآدتريولها ختم مي شوند. مت آرتريولها بزرگتر از مويرگها هستند و در ديواره آنها سلولهاي عضلاني بطور فاصله دار قرار گرفته اند.

 

 

● وريدها

پس از مبادله مواد بين خون و محيط خارج سلولي ، در سطح مويرگها ، خون مويرگي به ترتيب از طريق وريدچه ها ، وريدهاي متوسط و وريدهاي بزرگ به قلب منتقل مي گردد. وريدها در هر ارگان معمولا همراه با شريانهاي مربوطه مي باشند و قطر آنها بزرگتر از شريانهاست. ديواره وريدها هميشه نازكتر از شريانها بوده و از سه لايه داخلي (انتيما) ، مياني (ميديا) ، ادونتيس (خارجي) تشكيل شده كه در مقايسه با شريانها لايه مياني در آنها نازكتر و لايه خارجي ضخيم تر مي باشد.

 

كوچكترين انشعابات وريدها ، وريدچه ها هستند كه در ارتباط با شبكه مويرگي بسيار كوچك بوده و به وريدچه هاي پشت مويرگي موسومند. وريدچه هاي پشت مويرگي از نظر ساختماني شبيه مويرگها مي باشند.

 

● مويرگها

 

شريانچه ها به رگهاي خوني بسيار ظريفي منتهي مي شوند كه به مويرگ موسومند. مويرگها در حدود ۹ ۷ ميكرومتر قطر دارند و فضاي دروني آنها براي جاگيري يك گويچه قرمز كفايت مي كند. ديواره مويرگ متشكل از يك رديف سلول پهن و نازك به نام آندوتليوم ، تيغه پايه و شبكه ظريفي از الياف رتيكولر مي باشد.

مويرگها رابط بين شريانچه ها و وريدچه ها بوده و به علت وسعت زياد خود ، داشتن ديواره نازك و كاهش سرعت جريان در آنها ، مناسب ترين محل براي مبادله مواد غذايي ، اكسيژن و دي اكسيد كربن بين خون و مايعات بافتي مي باشد. مبادله مواد از طريق انتشار ، عبور از منافذ ديواره مويرگها ، عبور از اتصالات بين سلولي و توسط وزيكولهاي پينوسيتوزي انجام مي گيرد.

 

 

● رگهاي لنفي

به استثناي قسمتهاي معيني نظير دستگاه عصب مركزي ،و بافتهايي مثل استخوان و غضروف در بيشتر اندامها و بافتهاي بدن همراه و به موازات رگهاي خوني ، رگهاي ديگري به نام رگهاي لنفي وجود دارند. اين رگها كه به صورت بن بست از بافتها سرچشمه مي گيرند مايعات ميان بافتي موسوم به لنف را از بافتها جمع آوري و به دستگاه گردش خون باز مي گردانند. جريان لنف يك طرفه بوده و از بافتها به سوي قلب مي باشد.

 

 

● اعصاب و رگها

اعصابي كه عضلات صاف ديواره رگهاي خوني را عصب دهي مي كنند به اعصاب وازوموتور (محركه رگها = Vasomotor) موسومند. اين اعصاب عموما از رشته هاي عصبي بدون ميلين سمپاتيك مي باشد كه انشعابات آنها پس از عبور از لايه خارجي رگها وارد عضلات طبقه ميديا مي گردند و لايه هاي داخلي تر بوسيله انتشار از طريق اتصالات سوراخ دار تحريك را دريافت مي نمايند.

 

تحريك رشته هاي سمپاتيك باعث انقباض عروق مي گردد. شريانهاي موجود در بين عضلات اسكلتي بوسيله اعصاب پاراسمپاتيك عصب دهي شده اند كه تحريك آنها باعث استساع عروق مي گردد. بطور كلي اعصاب وازوموتور با انقباض و اتساع عروق جريان و فشار خون را كنترل مي كنند.

 

 

● رگ رگها

 

چون در عروق خوني بزرگ همه سلولهاي تشكيل دهنده ديواره نمي توانند از طريق انتشار ، مواد غذايي و اكسيژن مورد نياز خود را دريافت كنند تغذيه آنها را رگهاي كوچك ديگري موسوم به رگ رگها عهده دار مي باشند. اين رگها به تعداد زياد در لايه خارجي يافت مي شوند و انشعابات آنها به طبقه ميديا نيز نفوذ مي كند كه ميزان نفوذ آنها در وريدها بيشتر از شريانها مي باشد.

رگهاي خوني بزرگ علاوه بر رگ رگها ، حاوي مويرگهاي لنفي نيز در ديواره خون مي باشند. مويرگهاي لنفي در شريانها محدود به طبقه خارجي مي باشند ولي در وريدها به طبقه ميديا نيز نفوذ مي كنند.


ادامه مطلب

[ بازديد : ] [ ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۰۰:۱۱ ] [ King ]

[ نظرات (6) ]

قلب

همه مي دانند كه قلب يك عضو حياتي است و هيچ كس بدون آن قادر به زندگي نيست.

با اين حال، وقتي به سراغ آن مي رويد، متوجه مي شويد كه قلب فقط يك پمپ است؛ يك عضو مهم و پيچيده، اما همچنان فقط يك پمپ. همانند ديگر پمپ ها، قلب هم ممكن است نيازمند تامير باشد و به نواقصي بر بخورد. به همين دليل، لازم است كه حداقل اطلاعات لازم را در مورد يكي از مهم ترين اعضاي بدن خود بدانيم تا شايد بدين وسيله قادر باشيم از خطر بيماري هاي قلبي بكاهيم. در ايالات متحده آمريكا، امراض قلبي در مرگ و مير پيشتاز هستند.

هر روز، 2 هزار آمريكايي به اين دليل از بين مي روند كه اگر شفاف تر نگاه كنيم، مي شود هر 44 ثانيه يك بار. خبر خوب اين است كه مرگ و مير به دليل مشكلات قلبي، هر سال نسبت به سال پيش كاهش يافته و مردم كمتري را به كام مرگ مي كشد.

با اين حال، هنوز هم بيماري هاي قلبي، علت درجه يك مرگ آمريكايي ها هستند، حتي پيش از اينكه پاي شان به بيمارستان برسد و درمان شوند. در فرهنگ، ادبيات، روانشناسي، منطق، فلسفه و هر دانش عرفاني، قلب جايگاهي ويژه دارد و به عنوان نماد حقيقي عشق از آن ياد مي شود. اما چرا؟ چرا جايگاه يك پمپ خون تا اين حد نزد انسان بالا است؟

در اين مطلب متوجه نكات بسياري در ارتباط با آن خواهيد شد. قلب انسان heart1 قلب يك حفره توخالي و ماهيچه اي مخروطي است كه ميان شش ها و پشت جناغ سينه قرار گرفته است. دو-سوم قلب در نيمه چپ و يك-سوم آن در نيمه راست بدن قرار گرفته است. قسمت تحتاني اين مخروط به سوي پايين و در نيمه راست بدن قرار گرفته. به طور كلي در يك انسان بالغ و عادي، قلب 12 سانتي متر طول و 8 الي 9 سانتي متر عرض دارد و ضخامت آن در حدود 6 سانتي متر است.

وزن قلب در زنان حدود 250 گرم و در مردان حدود 300 گرم برآورد شده است كه اين يعني قلب كمتر از 0.5 درصد وزن بدن انسان را تشكيل مي دهد. اين عضو از سه لايه با نام هاي اندوكارديوم (لايه نرم داخلي)، ميوكارديوم (بخش ضخيم و ماهيچه اي) و پريكارديوم (پرده اي نازك كه ميوكارديوم را فراگرفته) تشكيل شده است. حفره ها و دريچه ها heart2 قلب به 4 بخش تقسيم مي شود: دهليز راست بطر راست دهليز چپ بطن چپ هر يك از اين حفره ها، يك مجراي خروجي يك طرفه دارند كه مانع بازگشت دوباره خون مي شوند.

زماني كه هر حفره به كار مي افتد، مجراي انتهايي آن نيز باز مي شود و وقتي حفره به حالت ثبات در مي آيد، آن مجرا نيز بسته مي شود تا خون باز نگردد. دريچه ها عبارت اند از: دريچه سه لختي در انتهاي دهليز راست دريچه ريوي در انتهاي بطن راست دريچه ميترال در انتهاي دهليز چپ دريچه آئورت در انتهاي بطن چپ وقتي عضلات قلب منقبض مي شوند (به اين فرآيند سيستول مي گويند)، پمپاژ خون دو مرحله اي آغاز مي شود. در مرحله اول، دهليزهاي راست و چپ همزمان با يكديگر منقبض شده و خون را وارد بطن هاي راست و چپ مي كنند. سپس، بطن ها همزمان با يكديگر شروع به كار مي كنند تا خون را از قلب خارج كنند.

سپس عضلات قلب براي لحظاتي استراحت مي كنند (به اين فرآيند دياستول مي گويند) تا آماده تپش بعدي شوند. بخش راست و چپ قلب، عملكردهاي متفاوتي دارند. سمت راست، خون با غلظت كم اكسيژن را دريافت كرده و آن را به شش ها مي فرستد تا غني از اكسيژن شوند و دي اكسيد كربن را رها كنند. اما بخش چپ، خون غني از اكسيژن را از شش دريافت مي كند و به سراسر بدن مي فرستد تا سلول هاي بدن تغذيه شوند.

ضربان قلب در سنين مختلف، كاملا متفاوت است. به طور كلي بر اساس اين جدول مي توان به نتيجه اي كلي در مورد فعاليت قلب داشت: نوزاد: 130 تپش در دقيقه 3 ماهه: 140 تپش در دقيقه 6 ماهه: 130 تپش در دقيقه 1 ساله: 120 تپش در دقيقه 2 ساله: 115 تپش در دقيقه 3 ساله: 100 تپش در دقيقه 4 ساله: 100 تپش در دقيقه 6 ساله: 100 تپش در دقيقه 8 ساله: 90 تپش در دقيقه 12 ساله: 85 تپش در دقيقه بزرگسالان: 60 الي 100 تپش در دقيقه جريان خون heart3b خون از طريق دو رگ اصلي وارد بخش راست قلب مي شود: وريد اجوف فوقاني (SVC) و وريد اجوف تحتاني (IVC). SVC خون را از نيمه بالايي بدن انسان جمع آوري كرده در حالي كه IVC از نيمه پاييني خون را به قلب مي برد. خون سپس از SVC و IVC خارج شده تا وارد دهليز راست شود.

وقتي كه دهليز راست (3) منقبض مي شود، خون از طريق دريچه سه لختي (4) رد شده و وارد بطن راست (5) مي شود. وقتي بطن راست منقبض شد، خون از درون دريچه ريوي (6) رد شده و به شريان ريوي (7) ريخته شده تا به شش ها رسيده و اكسيژن دريافت كند. خون سپس از شش توسط وريدهاي ريوي (8) به قلب يا به طور دقيق تر به دهليز چپ (9) باز مي گردد. وقتي اين دهليز به كار مي افتد، خون از طريق دريچه ميترال (10) به بطن چپ (11) مي رود.

بطن چپ، به سبب پمپاژ خون به درون درچه آئورتي (12) و آئورت (13) از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. آئورت، شاهرگ اصلي بدن است كه تمامي خون اكسيژن دار را دريافت كرده و به سراسر بدن پخش مي كند. به همين دليل، بطن چپ از ماهيچه هاي قدرتمندتري برخوردار بوده تا بتواند از پس وظيفه مهمي كه دارد برآيد و خون را كاملا از قلب، برخلاف فشارهاي پيراموني خارج كند.

مسير رسيدن خون به شش ها را يكبار ديگر مرور مي كنيم: وريدهاي اجوف فوقاني و تحتاني دهليز راست دريچه سه لختي بطن چپ دريچه ريوي شاهرگ ريوي شش ها و سپس خون از شش اين مسير را طي مي كند و به قلب مي رسد: وريد ريوي دهليز چپ دريچه ميترال بطن چپ دريچه آئورتي آئورت بدن سيستم الكتريكي بدن heart4a تا به حال از خود پرسيده ايد كه چه چيزي سبب به كار افتادن ماهيچه هاي قلب مي شود؟

چطور اين اتفاق در هر ثانيه و به طور خودكار تمام روز و تمام عمر رخ مي دهد؟ آن هم بدون لحظه اي توقف. پاسخ را بايد در ميان سلول هايي جسنجو كرد كه قابليت توليد امواج الكتريكي دارند. سلول هاي ايجاد كننده ضربان قلب، سرتاسر قلب را پوشانده اند و با آزاد كردن مقدار خاصي انرژي الكتريكي، عضلات قلب را به كار مي اندازند.

براي رسيدن به 72 تپش در دقيقه، اين سلول ها زير يك ثانيه بايد قادر با آزادسازي الكتريسيته باشند. ضربان ساز طبيعي قلب را گره سينوسي مي نامند كه در دهليز راست واقع شده و رشته اي به آن متصل است كه اين جريان را به ديگر نواحي قلب نيز مي برد. الكتريسيته از گره سينوسي (1) خارج شده و در طول دهليز راست و چپ مي گذرد و سبب انقباض هر دو با يكديگر مي شود. اين اتفاق طي 0.04 ثانيه رخ مي دهد. حالا يك وقفه طبيعي پديد مي آيد كه به دهليز اجازه انقباض و به بطن ها فرصت پر شدن از خون را مي دهد. موج الكتريسيته سپس به گره دهليزي (2) و باندل هيس (3) مي رسد تا در نقطه اي به دو شاخه تقسيم شود (4). پس از دو شاخه شدن، الياف پوركنژ در سرتاسر بطن هاي راست و چپ پخش مي شوند و سپس انقباض آن مي گردند. هر يك از بافت هاي الكتريكي موجود در قلب، اين قابليت را دارند كه يك ضربان ساز باشند، با اين حال، گره سينوسي سريع تر از ديگر بافت ها مي تواند اين كار را انجام دهد، بنابراين كنترل شرايط را در دست دارد. اگر گره سينوسي از كار افتد، ديگر بخش ها مسئوليت را به عهده مي گيرند، اما در اين شرايط، قلب به خوبي گذشته كار نمي كند. اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك نيز در مواردي كنترل قلب و ميزان تپش را بر عهده مي گيرند.

اعصاب سمپاتيك سبب افزايش ضربان قلب مي شوند اما موقعي كه اعصاب پاراسمپاتيك به كار مي افتد، عكس آن رخ مي دهد. تمام اين سيستم، امواج الكتريكي پديد مي آورد كه قابل اندازه گيري هستند و در گرافي به نام الكتروكارديوگرام (EKG) قابل نمايش است. در تصوير زير يك EKG را مشاهده مي كنيد: heart5 هر يك از اين بخش ها در نوار قلب نامي دارد: موج P: همزمان با پخش الكتريسيته در دهليزها و انقباض شان كمپلكس QRS: همزمان با پخش الكتريسيته در بطن ها و انقباض شان موج T: همزمان با فاز ريكاوري بطن ها پزشكان به وسيله نوار قلب مي توانند تشخيص دهند

كه فرد در كدام ناحيه از قلب خود دچار مشكل است و در صورت لزوم فعاليت هاي لازم را انجام دهند. خون رساني heart6 عروق كرونر، همان رگ هايي هستند كه بايد با خوردن غذاي سالم و كم چرب سالم و كاملا باز نگه داريم. در صورتي كه اين عروق مسدود شوند، نتيجه اي بهتر از حمله قلبي نخواهد داشت. قلب، درست همانند ديگر ارگان ها، به خون براي تغذيه شدن نيازمند است.

اكسيژن و ديگر مواد مغذي بايد با سلول هاي قلب برسند تا بتواند به فعاليت صحيح خود ادامه دهد. برخلاف آنچه كه احتمالا تصور مي كنيد، ماهيچه ها اكسيژن و مواد مغذي را از خوني كه درونش پمپاژ مي شود دريافت نمي كنند، بلكه خود داراي رگ هاي خاصي است كه دورتادور قلب را پوشش داده اند. تقريبا 4 الي 5 درصد كل خوني كه از قلب خارج مي شود، وارد عروق كرونر مي شود تا قلب را تغذيه كنند. دو كرونر اصلي چپ و راست از آئورت بر مي آيند كه كرونر اصلي چپ، خود به دو بخش تقصيم شده تا خون را به تمامي بخش ها برساند. گرفتگي اين عروق و مسدود شدن آن ها، منجر به تغذيه نادرست قلب خواهد شد و اگر قلب به خوبي كار نكند، سلامت نيز به خطر مي افتد. بنابراين بسياري از حملات قلبي، در نتيجه خون رساني نادرست است. قلب در هر تپش، 70 ميلي ليتر خون را پمپاژ مي كند و همانطور كه پيش تر اشاره شد، در هر دقيقه، انسان عادي 72 تپش خواهد داشت.

بنابراين يك انسان سالم در هر دقيقه 5 ليتر، در هر روز 7200 ليتر، در هر سال 2 ميليون و 600 هزار ليتر و طي هفتاد سال عمر، بيش از 184 ميليون ليتر خون پمپاژ مي كند. آمار خيره كننده اي براي يك پمپ 300 گرمي هستند.


ادامه مطلب

[ بازديد : ] [ ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ ] [ ۰۴:۵۶:۴۲ ] [ King ]

[ نظرات (0) ]

۱ |

تجربی دهم